منوی دسته بندی

دوربین سونی a7S III معرفی شد.

انتظارات سرانجام به‌پایان رسید و پس از ماه‌ها شایعه و گزارش تأییدنشده و تحلیل کارشناسان، سونی طبق وعده‌ی چند روز پیش خود، دوربین Sony a7S III را معرفی کرد تا بیش‌ازپیش‌ با رقبایش در صنعت عکاسی رقابت کند. Sony a7S III دوربین فول‌فریم جدیدی است که بر حوزه‌ی فیلم‌برداری تمرکز کرده و به حسگری با وضوح ۱۲ مگاپیکسل مجهز شده است. دوربین سونی با کمک این حسگر می‌تواند ویدئوهای 4K را با نرخ حداکثر ۱۲۰ فریم‌بر‌ثانیه ضبط کند. a7S III درمقایسه‌با نسل قبل بدنه‌ی بزرگ‌تری دارد و از درگاه هیبریدی کارت حافظه پشتیبانی می‌کند. a7S III نسل سوم دوربین‌های بدون آینه‌ی فول‌فریم ویدئومحور سونی به‌حساب می‌آید و در آن، از منو کاملا جدیدی استفاده شده است.

 

بررسی آیفون 12 و آیفون 12 پرو اپل

طراحی مدرن و جذاب، توان پردازشی کم‌نظیر، نمایشگر OLED و پشتیبانی از 5G جزو ویژگی‌های مشترک آیفون ۱۲ / ۱۲ پرو و مجموعه‌ی دوربین پشتی اصلی‌ترین وجه تمایز آن‌ها است.

اپل ۱۳ اکتبر امسال اپل با برگزاری رویداد موردانتظار Hi, Speed، آیفون ۱۲ را در چهار مدل و ۳ ابعاد نمایشگر متفاوت رونمایی کرد تا درکنار مدل‌های پرفروش آیفون SE 2020، آیفون Xr و آیفون ۱۱ پاسخگوی نیاز هر کاربری با سلایق، استفاده‌های متفاوت و هر بودجه‌ای   باشد. آیفون ۱۲ مینی، ۱۲، ۱۲ پرو و ۱۲ پرو مکس به‌لطف طراحی مدرن و تخت، پردازنده‌ی قدرتمند A14 Bionic، اتصال 5G و دوربین‌ توانمند جذاب‌تر از همیشه به‌نظر می‌رسند و به‌بیان تیم کوک، مدیرعامل اپل، آغازگر عصری جدید برای آیفون هستند.

طراحی و کیفیت ساخت

از بین تمام تغییرات کوچک‌وبزرگ آیفون ۱۲، زبان طراحی برجسته‌ترین‌شان است؛ طراحان اپل فریم محدب نسل‌های پیشین را کنار گذاشته‌ و با الهام‌گرفتن از زبان طراحی آیپد پرو و صدالبته مدل‌های خاطره‌انگیز آیفون ۴ / ۵، قطعات گوشی را روی اسکلتی با سطوح تخت و گونیایی سوار کرده‌اند، از سوی دیگر برای نمای جلو و پشت دو گوشی نیز پوشش‌های کاملا تخت انتخاب‌ کرده و با دقتی مثال‌زدنی، هم‌سطح با لبه‌های فریم کار گذاشته‌اند تا بدین ترتیب ساختار متقارن گوشی‌ها حفظ و زبان طراحی بخش‌های مختلف‌شان هم‌خوانی داشته باشد. طراحی تخت آیفون‌های جدید ارگونومی و راحتی نسل گذشته را ندارد؛ اما به‌شدت بر جذابیت‌شان می‌افزاید و ظاهری مدرن‌تر به آن‌ها می‌بخشد.

برای پی‌بردن به دقت ساخت آیفون ۱۲ صرفا باید مرز بین شیشه و فریم را لمس کنید؛ فریم و قاب پشتی به‌گونه‌ای کنار هم جای گرفته‌اند که گویی بدنه‌ی دستگاه ساختاری یکپارچه و یک‌جنس دارد. در نمای مقابل آیفون‌های جدید نیز دیگری خبری از نوار پلاستیکی بین فریم و پوشش نمایشگر نیست و این دو المان به‌صورت مستقیم بر یکدیگر مماس هستند. طراحان اپل همانند نسل‌های پیشین، فریم نسخه‌ی عادی را از جنس «آلومینیوم به‌کاررفته در صنایع هوافضا» و نسخه‌ی پرو را از جنس «فولاد ضدزنگ به‌کاررفته در تجهیزات پزشکی» می‌سازند. فریم آلومینیومی آیفون ۱۲ با پوشش مات و فریم فولادی آیفون ۱۲ پرو با پوشش براق هم‌رنگ بدنه تولید می‌شوند. اگرچه اسکلت فولادی نسخه‌ی پرو حس خوشایندتری القا می‌کند، ما ترجیح می‌دهیم که گوشی هوشمندمان جاذبِ درجه‌یک لک، چربی و آثار انگشت نباشد، شما چطور؟!

طراحی جدید راحتی گذشته را ندارد؛ اما بسیار جذاب‌تر و مدرن‌تر است 

آیفون ۱۲ همانند گذشته از نمایشگر ۶٫۱ اینچی با گوشه‌های گرد استفاده می‌کند؛ اما اکنون به‌مدد بهره‌گیری از پنل منعطف OLED حاشیه‌های دورتادور نمایشگر باریک‌تر شده‌اند؛ صفحه‌نمایش آیفون ۱۲ با افزایش ۷ درصدی ابعاد درمقایسه‌با آیفون ۱۱، بالغ‌بر ۸۶ درصد از نمای مقابل را دراختیار دارد. قطر صفحه‌نمایش آیفون ۱۲ پرو درمقایسه‌با آیفون ۱۱ پرو افزایش ۰٫۳ اینچی تجربه می‌کند و هم‌اکنون چه به لحاظ نسبت «نمایشگر به بدنه» چه ابعاد با آیفون ۱۲ برابر است. نمایشگرهای تمام‌صفحه‌ی آیفون ۱۲ / ۱۲ پرو از ۳ ضلع با حاشیه‌هایی باریک و از سمت ضلع بالا با بریدگی مستطیلی نسبتا عریض حاوی دوربین سلفی و ماژول‌های FaceID محدود شده‌‌اند؛ مهندسان اپل برخلاف تصور قبلی‌مان، هیچ تغییری در ابعاد بریدگی نمایشگر ایجاد نکرده‌اند.

آیفون ۱۲ و ۱۲ پرو ظاهر و ابعاد کاملا یکسانی دارند؛ به‌طوری‌که برای هر دو گوشی می‌توان از قاب یکسانی استفاده کرد. طراحی جدید فریم از یک سو و کاهش ضخامت حاشیه‌های نمایشگر از سوی دیگر، ابعاد کلی آیفون ۱۲ را کاهش داده؛ پرچم‌دار جدید اپل درمقایسه‌با آیفون ۱۱ بالغ‌بر ۱۱ درصد باریک‌تر، ۱۵ درصد کوچک‌تر و ۱۶ درصد سبک‌تر است. در نقطه‌ی مقابل، آیفون ۱۲ پرو نیز با وجود بهره‌گیری از نمایشگر بزرگ‌ترِ ۶٫۱ اینچی و افزایش ۲٫۷ میلی‌متری ارتفاع، کاهشی ۶ درصدی را در ابعاد کلی بدنه تجربه می‌کند. توجه داشته باشید که با وجود ابعاد یکسان دو گوشی آیفون ۱۲ و ۱۲ پرو، براثر استفاده از فلز چگال‌ترِ فولاد در فریم نسخه‌ی پرو، این گوشی درمقایسه‌با iPhone 12 حدود ۲۹ گرم وزن بیشتری (۱۶۴ دربرابر ۱۳۵ گرم) دارد.

شما می‌توانید با دانلود عکس زیر و گذاشتن کارت بانکی‌تان در محل مدنظر، از ابعاد واقعی آیفون‌های جدید اپل، ذهنیت مناسبی به‌دست آورید.

آیفون‌های ۶٫۱ اینچی اپل به‌لحاظ ابعادی مشکلی برای کاربر به‌وجود نمی‌آورند. دسترسی به گوشه‌وکنار نمایشگر یا کلیدهای فیزیکی دستگاه برای افرادی با دست‌های متوسط، بدون چالش خاصی صورت می‌گیرد؛ اما همان‌طور که پیش‌تر نیز اشاره شد، فریم مسطح آیفون ۱۲ به‌راحتی نسل گذشته روی کف دست نمی‌نشیند. به‌تبعیت از فریم، کلیدهای فیزیکی گوشی‌ها نیز تخت هستند؛ البته چینش آن‌ها تفاوتی با نسل‌های گذشته ندارد. کلیدهای فلزی آیفون ساختار محکم و بازخورد خوشایندی به فشرده‌شدن دارند. دورتادور فریم نوارهای پلاستیکی برای تقویت آنتن‌دهی به‌چشم می‌خورد، از سوی دیگر روی لبه‌ی سمت راست، نواری پلاستیکی و عمودی قرار گرفته است که آنتن اتصال میلی‌متری 5G را در پس‌ِ خود دارد.

اپل گوشی آیفون ۱۲ را در رنگ‌های مشکی، سفید، قرمز، سبز و آبی به‌فروش می‌رساند؛ درحالی‌که آیفون 12 پرو در رنگ‌های خاکستری، طلایی، آبی و نقره‌ای دردسترس قرار دارد. مطابق انتظار، پوشش مات آیفون ۱۲ پرو لکه، چربی یا آثار انگشت را به‌راحتی جذب نمی‌کند؛ اما این موضوع در مورد بدنه‌ی براق آیفون ۱۲ صادق نیست. همان‌طور که پیش‌تر نیز اشاره شد، فریم آلومینیومی نسخه‌ی عادی و فریم فولادی نسخه‌ی پرو در تضاد با بدنه، به‌ترتیب پوشش مات و براق دارند. بدین‌ترتیب هرچه بدنه‌ی مات آیفون 12 پرو لکه و آثار انگشت را پنهان می‌کند، در نقطه‌ی مقابل، فریم براقش با شدت بیشتری جبران می‌کند؛ آثار به‌جا مانده از چربی، لکه یا انگشت روی فریم فولادی نسخه‌ی پرو حتی از بدنه‌ی براق آیفون ۱۲ نیز آزاردهنده‌تر است، بنابراین یا باید به فکر کاور بود یا همواره یک دستمال میکروفایبر به‌همراه داشت!

یکی دیگر از تفاوت‌های ساختاری خانواده‌ی آیفون ۱۲ با نسل گذشته به میزان مقاومت آن‌ها دربرابر آب و گردوغبار بازمی‌گردد؛ آیفون‌های جدید اپل گواهی IP68 را دریافت کرده‌اند و اکنون به‌جای ۴ متر در نسل قبل، می‌توانند فشار آب در عمق ۶ متری را به‌مدت ۳۰ دقیقه تحمل کنند.

نمایشگر و اسپیکر

بسیاری امیدوار بودند که اپل آیفون‌های ۲۰۲۰ را به نمایشگرهای ۱۲۰ هرتزی ProMotion تجهیز کند؛ اما علاقه‌مندان احتمالا باید برای داشتن چنین قابلیتی منتظر آیفون‌های ۲۰۲۱ باشند. ترکیب رابط سریع iOS با پنل‌‌هایی با نرخ نوسازی تصویر ۱۲۰ هرتزی تجربه‌ی کاربری را بهبود چشمگیری خواهد داد؛ اما گویا اپل در دوراهی 5G و این ویژگی انتخاب سخت خود را برای سال جاری انجام داده است.

هر ۴ آیفون ۱۲ امسال از نمایشگرهای اولد موسوم به Super Retina XDR بهره می‌برند و دیگر خبری از LCD در مدل‌ پایه نیست. برتری نمایشگر آیفون ۱۲ درمقایسه‌با آیفون ۱۱ کاملا واضح است؛ اما این تفاوت‌ها در نسخه‌‌های پرو به دلیل ثابت بودن نوع پنل و … کمتر به‌چشم می‌خورد. آیفون‌های ۱۲ و ۱۲ پرو با نمایشگرهای ۶٫۱ اینچی روانه‌ی بازار شده‌اند و به لطف رزولوشن ۲۵۳۲ × ۱۱۷۰ پیکسل، در هر دو گوشی شاهد تراکم ۴۶۰ پیکسل‌براینچ هستیم که کاملا برای ارائه‌ی تصاویر شارپ کافی خواهد بود.

نمایشگرهای آیفون ۱۲ و آیفون ۱۲ پرو به‌مانند نسخه‌های پرو سال گذشته از HDR10 و دالبی‌‌ویژن پشتیبانی می‌کنند؛ اما با اضافه‌شدن قابلیت‌ فیلم‌برداری با گستره‌ی دینامیکی بالا این مسئله بیشتر موردتوجه رسانه‌ها قرار گرفت. HDR10 از متادیتای استاتیک و دالبی ویژن از داینامیک استفاده می‌کنند و حقیقا تجربه‌ی محتوای HDR در نمایشگر آیفون‌ها همانند نسل گذشته عالی و لذت بخش است. بیشترین روشنایی نمایشگر در حالت پخش محتوای HDR به‌دست می‌آید و در حالت عادی روشنایی کاهش می‌یابد که در ادامه به آن می‌پردازیم.

آیفون ۱۲ و ۱۲ پرو با تنظیم دستی روشنایی، در آزمایش‌های ما به روشنایی‌های ۷۶۵ و ۹۷۷ نیت دست ‌یافتند؛ حالت تنظیم روشنایی خودکار تأثیری در افزایش بیشینه روشنایی ندارد. نکته‌ی مهم در نتایج آزمایش‌های زومیت، یکسان‌بودن روشنایی در الگوی ۱۰۰ و ۵۰ درصدی بود؛‌ عموما با افزایش مساحت بخش سفید در نمایشگرهای اولد روشنایی باید در آزمایش با الگوی ۱۰۰ درصد سفید افت داشته باشد.

آیفون ۱۲ با پنل OLED خود چشم‌گیرترین تغییر را در بخش نمایشگر تجربه می‌کند

یکسان‌بودن روشنایی در الگوی ۱۰۰ و ۵۰ درصد به‌معنی پتانسیل روشنایی بیشتر نمایشگرهای آیفون ۱۲ / ۱۲ پرو است که طبق ادعای اپل در شرایط خاص پخش محتوای HDR تا ۱۲۰۰ نیت نیز افزایش می‌یابد؛ با الگوی ویدئویی HDR10 روشنایی تا ۱۳۵۰ نیت نیز افزایش یافت. آیفون‌ها در بخش روشنایی دستی همواره نمایشگرهای بسیار روشنی داشته‌اند و جزو برترین‌ها بودند؛ اما در حالت تنظیم خودکار روشنایی اعداد بالاتری را در پرچمداران اندرویدی شاهد هستیم. در مجموع روشنایی‌‌‌های ثبت شده برای این گوشی‌ها اندکی کمتر از نسل گذشته بودند اما هنوز هم عالی و در کلاس پرچمداران هستند.

تفاوت روشنایی دو نیمه‌ی بالا و پایینی نمایشگر آیفون ۱۲ و آیفون ۱۲ پرو اندک است. هر دو نمایشگر با رسیدن به روشنایی حداقل ۲ نیت برای استفاده در فضاهای تاریک مناسب هستند. قابلیت True Tone نیز با وجود افزایش خطای رنگ، به‌کمک افرادی با چشم‌های حساس می‌آید. هنگام استفاده از گوشی‌های جدید اپل در فضاهای باز چالشی نخواهید داشت؛ اما پرچمداران سامسونگ در این بخش بهترین عملکرد را ارائه می‌کنند.

آیفون‌ ۱۲ و آیفون ۱۲ پرو از سیستم تنظیم خودکار فضای رنگی بهره می‌برند؛ بدین‌ مفهوم که در حالت عادی رنگ‌ها در رابط کاربری و هرجایی که لازم باشد برمبنای فضای sRGB بازتولید می‌شوند و در زمان نیاز و پخش هرگونه محتوا با فضای رنگی وسیع‌تر، گوشی به‌صورت خودکار نمایشگر را با آن منطبق می‌کند. هر ۴ گوشی جدید طبق ادعای اپل پوشش کامل DCI-P3 را ارائه می‌کنند؛ اما متأسفانه امکان اندازه‌گیری میزان پوشش این فضا به دلیل سیستم خودکار تنظیم رنگ وجود نداشت.

پوشش فضای رنگی sRGB در حالت عادی کامل است و آیفون ۱۲ و ۱۲ پرو به‌ترتیب در این فضا خطای میانیگن ۱.۳ و ۱.۸ را ثبت می‌کنند که نتیجه‌ای عالی محسوب می‌شود. باتوجه‌به سابقه‌ی خوب اپل در کالیبره‌‌سازی نمایشگر و کالیبره‌ی خوب در فضای sRGB می‌توان با تقریب خوبی عملکرد اپل را مثل همیشه عالی دانست؛ در محتوایی که نمایشگر مجبور به تغییر فضا به فضای وسیع‌تر می‌شود با چشم غیر مسلح سردی رنگ شدید و غیرطبیعی بودن رنگ‌ها مشاهده نشد. در مجموع باید گفت نمایشگر آیفون ۱۲ پرو تفاوت بزرگی درمقایسه‌با نسل قبل ندارد و تغییر بزرگ را باید استفاده‌ی آیفون ۱۲ از نمایشگر OLED دانست.

آیفون ۱۲ و ۱۲ پرو هردو همانند نسل گذشته‌شان از ترکیب اسپیکر موجود در لبه‌ی پایین و اسپیکر مکالمه‌ی موجود در بریدگی نمایشگر به‌عنوان اسپیکرهای استریو استفاده می‌کنند. پرچم‌داران اپل در زمینه‌ی بازتولید فرکانس‌های مختلف عملکرد بسیار خوبی دارند، صدایی شفاف و عاری از نویز تولید می‌‌کنند و حجم صدای تولیدی آن‌ها نیز مطلوب است. 

نرم‌افزار و رابط کاربری

آیفون‌های جدید اپل به‌صورت پیش‌فرض با سیستم‌عامل iOS 14.1 به‌فروش می‌رسند، این نسخه درمقایسه‌با iOS 14 تفاوت فاحشی ندارد و کلیدی‌ترین قابلیت جدید آن، پشتیبانی از پخش و ویرایش ویدئوهای ۱۰ بیتی HDR در اپلیکیشن Photos روی گوشی‌های آیفون ۸ به‌بعد است؛ البته iOS 14 به‌خودی خود انبوهی از تغییرات بصری و ویژگی‌های جدید را درمقایسه‌با iOS 13 دراختیار کاربر می‌گذارد که در ادامه به‌ تعدادی از مهم‌ترین موارد اشاره می‌شود.

بارزترین تغییرات در صفحه‌ی هوم رخ می‌دهد؛ جایی‌که اکنون از ویجت‌هایی با ابعاد متفاوت و قابلیت جدید App Library میزبانی می‌کند. کاربر می‌تواند ویجت‌های مختلف را در ابعاد ۲×۲، ۲×۴ و ۴×۴ در تمامی صفحات قرار دهد. از سوی دیگر امکان گذاشتن چندین ویجت با ابعاد یکسان روی هم و پدید آوردن ویجت لایه‌ای نیز وجود دارد، بدین‌ترتیب می‌توان با سوایپ بین ویجت‌ها جابه‌جا شد؛ البته می‌توان انتخاب ویجت‌ها را به خود سیستم‌عامل سپرد تا این کار را براساس نوع کاربری فرد انجام دهد. 

App Library به‌نوعی حکم اپ دراور را در iOS 14 دارد که در آخرین صفحه‌ی هوم از سمت راست جای می‌گیرد. هر اپلیکیشن پس از نصب‌شدن به‌صورت خودکار در دسته‌بندی مخصوص به‌ خودشان وارد می‌شوند. توجه داشته باشید که امکان ویرایش دسته‌بندی‌ها وجود ندارد و هر اپلیکیشن براساس دسته‌بندی تعیین‌شده از سوی توسعه‌دهنده درون فولدر مناسب اضافه می‌شود؛ البته کاربر می‌تواند تعیین کند که اپلیکیشن‌های جدید پس از نصب تنها در App Library و نه در هوم‌اسکرین قرار گیرند.

با اضافه‌شدن App Library اپل اکنون امکان پنهان‌کردن هوم‌اسکرین‌های دیگر را نیز دراختیار کاربر می‌گذارد. بدین‌ترتیب بسته به موقعیتی که در آن قرار دارید، می‌توانید هوم‌اسکرین دلخواهتان را پنهان کنید. از تغییرات مهم دیگر می‌توان به فشرده‌تر شدن طراحی رابط کاربری تماس‌ها و سیری اشاره کرد؛ چراکه اکنون دیگر تمام صفحه را اشغال نمی‌کنند. مورد بعدی، قابلیت Picture in Picture است که امکان تماشای ویدئو یا ادامه‌دادن تماس تصویری حین استفاده از اپلیکیشن‌های دیگر را به‌ارمغان می‌آورد.

اپلیکیشن Messages اکنون به کاربر اجازه می‌دهد تا حداکثر ۹ مکالمه‌ی مهم‌ را در بالای فهرست مکالمات پین کند. منشن افراد یا پاسخ‌دادن به یک پیام به‌خصوص در چت‌های گروهی نیز از جمله‌ی قابلیت‌های جدید اپلیکیشن‌ Messages به‌حساب می‌آیند.

دوربین

مهم‌ترین به‌روزرسانی‌های سخت‌افزاری دوربین آیفون‌های جدید به گوشی گران‌قیمت‌ترِ آیفون ۱۲ پرو مکس بازمی‌‌گردد؛ محصولی که حسگر ۴۷ درصد بزرگ‌تر و سیستم لرزش‌گیر جدید Sensor-shift و لنز تله‌فوتویی با بزرگ‌نمایی ۲٫۵ برابری در بطن خود دارد. آیفون ۱۲ / ۱۲ مینی و آیفون ۱۲ پرو دقیقا از همان دوربین نسل گذشته‌شان استفاده می‌کنند؛ با این تفاوت که دوربین اصلی آن‌ها اکنون از لنزی ۷ تکه با دیافراگم گشوده‌ترِ f/1.6 بهره می‌گیرد که به‌گفته‌ی اپل درمقایسه‌با لنز f/1.8 نسل قبل، به جذب ۲۷ درصد نور بیشتر و بالاتر رفتن سطح جزئیات کمک می‌کند. 

اپل برای تفکیک هرچه‌بهتر آیفون ۱۲ پرو از نسخه‌ی عادی، سیستم LiDAR را نیز به پنل پشتی آن‌ اضافه کرده است. این ماژول با تاباندن پرتو لیزر روی سوژه و محاسبه‌ی مدت‌زمان بازتابِش، فاصله را از آن می‌سنجد. آیفون از LiDAR برای ایجاد نقشه‌ای دقیق از عمق محیط استفاده می‌کند؛ نقشه‌ای که امکان اسکن اجسام و محیط، جلوه‌های ویدئویی و عکاسی به‌همراه پیاده‌سازی دقیق المان‌های واقعیت‌افزوده را فراهم می‌آورد. آیفون ۱۲ پرو از LiDAR برای فوکوس دقیق‌تر و سریع‌تر در عکاسی شامل حالت پرتره و فیلم‌برداری در تاریکی نیز بهره می‌گیرد. اپل می‌گوید LiDAR سرعت فوکوس را ۶ برابر افزایش می‌دهد.

به‌کمک ماژول LiDAR آیفون‌های حرفه‌ای اپل به‌طرز محسوسی در اپ‌هایی همچون Measure یا بازی Angry Birds، سطوح را سریع‌تر و دقیق‌تر تشخیص می‌دهند. پیش‌تر دستگاه‌های اپل برای پیاده‌سازی جلوه‌های واقعیت افزوده از تحلیل داده‌های حاصل از دوربین به‌کمک هوش مصنوعی کمک می‌گرفتند؛ درحالی‌که نتیجه‌ی به‌کارگیری چنین راهکاری، افزایش مصرف باتری و کاهش دقت به‌ویژه در محیط‌های تاریک و سوژه‌هایی با رنگ یکسان با پس‌زمینه بود.

صرف‌نظر از تغییرات سخت‌افزاری، الگوریتم نرم‌افزاری دوربین‌های آیفون نیز دستخوش تغییرات فراوانی شده‌ است. اپل می‌گوید با اتکا بر قدرت پردازشی خیره‌کننده GPU ،CPU، موتور پردازش عصبی و ISP تراشه‌ی A14، سه قابلیت نرم‌افزاری Smart HDR 3، Night Mode و Deep Fusion را دراختیار کاربر می‌گذارد. 

  • در شرایط نوری متوسط تا تاریک، هر چهار مدل آیفون الگوریتم نرم‌افزاری Deep Fusion را با تمام دوربین‌هایشان به‌کار می‌گیرد؛ الگوریتمی که با ثبت چندین فریم و آنالیز آن‌ها در سطح پیکسل و انتخاب بهترین بخش هرکدام، براساس ادعای اپل عکس‌هایی واضح با جزئیات بسیار زیاد تولید خواهد کرد.
  •  برای عکاسی روزمره، الگوریتم Smart HDR 3 با تمام دوربین‌های هر چهار مدل آیفون وارد عمل می‌شود؛ الگوریتمی که برای دستیابی به عکس‌هایی واقع‌گرایانه، به‌کمک موتور پردازش عصبی A14 با شناسایی بخش‌های مختلف سوژه، برای هر بخش کنتراست و تراز سفیدی و نوردهی را به‌صورت مجزا تنظیم می‌کند.
  • حالت Night با دوربین تله‌فوتو آیفون ۱۲ پرو و ۱۲ پرو مکس دردسترس نیست؛ اما در سه دوربین دیگر ازجمله دوربین سلفی با تاریک‌ترشدن محیط، گوشی براساس شدت نور موجود تعدادی فریم را در سطوح نوردهی مختلف ثبت و بهترین بخش هرکدام را باهم ترکیب می‌کند. اپل می‌گوید Night Mode اکنون امکان نوردهی دو ثانیه‌ای حین عکاسی در دست را نیز فراهم می‌سازد.

ویژگی‌ اختصاصی دیگر آیفون‌های پرو، Apple ProRAW نام دارد. به‌موجب این ویژگی، کاربران آیفون ۱۲ پرو / ۱۲ پرو مکس درکنار تمام داده‌های استاندارد RAW، داده‌های مربوط به پردازش تصویر اپل را نیز دراختیار داشته باشند. بدین‌ترتیب، در حالت ایدئال کاربر حین ویرایش عکس نیازی به تلاش برای کاهش سطح نویز یا تغییرات مربوط به نوردهی مالتی‌فریم نخواهد نخواهد داشت. ProRAW به‌زودی دردسترس قرار خواهد گرفت و کاربران امکان ویرایش آن با نرم‌افزار Photos آیفون را خواهند داشت.

رابط کاربری دوربین تفاوتی فاحشی با نسل گذشته‌ی آیفون ندارد. همانند گذشته با سوایپ در نیمه‌ی پایین (سمت راست) رابط کاربری می‌توان بین حالت‌های مختلف استفاده از دوربین جابه‌جا شد، کماکان تنظیمات دوربین خارج از اپلیکیشن آن و در منوی تنظیمات کلی گوشی قرار دارد؛ درحالی‌که به‌لطف انطباق دقیق میدان دید دوربین‌ها روی یکدیگر، حین استفاده از دوربین واید می‌توان پیش‌نمایشی از زاویه‌ی دید بالقوه‌ی دوربین اولتراواید را نیز از کناره‌‌های منظره‌یاب مشاهده کرد.

یکی از ویژگی‌های تحسین‌برانگیز دوربین‌های آیفون به جابه‌جایی نامحسوس و نرم بین سه دوربین به‌شمار می‌آید؛ قابلیتی که حتی در شاخص‌ترین و گران‌قیمت‌ترین پرچم‌داران اندرویدی با لگ محسوسی پیاده می‌شود.

آیفون ۱۲ پرو؛ حکمران حوزه‌ی فیلم‌برداری موبایل و یکی از مطمئن‌ترین گزینه‌ها در بحث عکاسی

آیفون ۱۲ / ۱۲ مینی و آیفون ۱۲ پرو از دوربین واید ۱۲ مگاپیکسلی با حسگر 1/2.55 اینچی و پیکسل‌های ۱٫۴ میکرومتری، لنز ۲۶ میلی‌متری، لرزش‌گیر اپتیکال لنز و سیستم فوکوس خودکار تشخیص فاز dual pixel بهره می‌برند. همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد تنها تفاوت دوربین دو گوشی جدید با نسل گذشته به گشوده‌تر شدن دیافراگم بازمی‌گردد؛ موضوعی که به جذب نور بیشتر و عکس‌های پروضوح‌تر در محیط‌های تاریک می‌انجامد.

باتوجه‌به بهره‌گیری آیفون ۱۲ و ۱۲ پرو از دوربین واید، پردازنده و نرم‌افزار کاملا یکسان، بدیهی است که عکس‌های خروجی آن‌ها نیز تفاوتی با هم نداشته باشند.

عکس‌های دوربین واید آیفون ۱۲ / ۱۲ پرو در روشنایی روز بسیار به نسل گذشته نزدیک هستند و این موضوع به هیچ‌وجه ناامیدکننده نیست؛ پرچم‌داران جدید اپل رنگ‌ها را نزدیک به‌ واقعیت و گستره‌ی دینامیکی را چشم‌نواز ثبت می‌کنند؛ درحالی‌که سطح نویز را نیز در سطح پایینی نگه می‌دارند. جزئیات تصاویر عموما مطلوب هستند؛ اما با پیچیده‌تر شدن بافت سوژه در مواردی همچون شاخ‌وبرگ درختان، اندکی از سطح جزئیات کاسته می‌شود.

Smart HDR در نسخه‌ی سوم توانمندتر از گذشته عمل می‌کند و به‌مدد موتور پردازش عصبی قدرتمند A14، عملکرد کم‌نظیری در ثبت عکس‌های HDR و حفظ جزئیات در سایه‌روشن‌ها به‌نمایش می‌گذارد. در تصویر زیر به‌وضوح می‌توان تأثیر مثبت Smart HDR در بازگرداندن جزئیات در ساختمان‌ها و کوه‌ها پی برد.

اپل در هر چهار مدل از آیفون‌های جدیدش از همان دوربین اولتراواید نسل گذشته استفاده می‌کند. این دوربین حسگر ۱۲ مگاپیکسلی و 1/3.6 اینچی به‌همراه لنز ۵ تکه و ۱۳ میلی‌متری با دیافراگم f/2.4 را برای ثبت عکس‌های فوق‌عریض با میدان دید ۱۲۰ درجه‌ای به‌کار می‌گیرد و در آن خبری از لرزش‌گیر اپتیکال یا فوکوس خودکار نیست؛ بنابراین برخلاف تعدادی از پرچم‌دارها یا حتی میان‌رده‌های پریمیوم اندرویدی امکان عکاسی ماکرو با آن فراهم نیست.

دوربین اولتراواید پاشنه‌ی آشیل بسیاری از گوشی‌های هوشمند است و این موضوع در مورد آیفون ۱۲ / ۱۲ پرو نیز صدق می‌کند. تعامل بین دوربین‌های آیفون همانند نسل قبل به رنگ‌ها و کنتراست نزدیک دوربین اولتراواید و واید می‌انجامد؛ اما به‌وضوح می‌توان شاهد افت جزئیات و افزایش نویز در عکس‌های دوربین اولتراواید درمقایسه‌با دوربین واید دو گوشی بود.

وضعیت تله‌فوتوی آیفون‌‌های جدید نیز تفاوتی با گذشته ندارد؛ درحالی‌که آیفون ۱۲ دوربین تله‌فوتو ندارد، آیفون ۱۲ پرو از همان حسگر ۱۲ مگاپیکسلی و 1/3.4 اینچی قبلی استفاده می‌کند. این حسگر با پیکسل‌های ۱٫۰ میکرومتری‌اش در پسِ لنزی با فاصله‌ی کانونی معادل ۵۲ میلی‌متری، گشودگی دیافراگم f/2.0 و لرزش‌گیر اپتیکال OIS قرار دارد و از فوکوس خودکار تشخیص فاز نیز پشتیبانی می‌کند. بدین‌ترتیب آیفون ۱۲ پرو امکان بزرگ‌نمایی اپتیکال ۲ برابری را دراختیار کاربر می‌گذارد که درمقایسه‌با بزرگ‌نمایی‌ اپتیکال ۵ تا ۱۰ برابری رقبای اندرویدی چندان شگفت‌انگیز نیست.

بازده و عملکرد

پشتیبانی از شبکه‌ی نسل پنجم (5G) مهم‌ترین ویژگی آیفون‌های جدید به‌شمار می‌آید و اپل نیز در رویداد Hi, Speed به‌صورت ویژه بدان پرداخت. براساس کالبدشکافی iFixit، آیفون ۱۲ و آیفون ۱۲ پرو به‌لطف بهره‌گیری از مودم مجزای X55 کوالکام از اتصال 5G پشتیبانی می‌کنند و درحقیقت روی شبکه‌ی Ultra Wideband شرکت Verizon در خاک آمریکا، اتصال پرسرعت mmWave با بیشینه‌ی ‌سرعت چهار گیگابیت‌برثانیه را نیز دراختیار کاربر می‌گذارند. اپل می‌گوید برای خانواده‌ی آیفون ۱۲ آنتن و قطعات رادیویی 5G سفارشی‌شده‌‌ای طراحی کرده و برای استفاده‌ی بهینه‌ی اپ‌ها از اتصال 5G مجموعه‌ی فرم‌ور iOS را در تمامی سطوح بهینه ساخته است.

اپل می‌گوید برای بهینه‌سازی سیستم آنتن و الگوریتم Beamforming محفظه‌های بی‌پژواکی طراحی و اتصال 5G را با ۱۰۰ اپراتور در ۳۰ منطقه‌ی مختلف آزمایش کرده است. آیفون ۱۲ می‌تواند در شرایط ایدئال سرعت اتصال ۳٫۵ گیگابیت‌برثانیه‌ای را نیز فراهم سازد. کوپرتینونشین‌ها قابلیت نرم‌افزاری Smart Data Mode را نیز برای گوشی‌هایشان تدارک دیده‌اند که به‌موجب آن، آیفون‌های جدید برای بهینه‌سازی مصرف انرژی، در مواقعی که به 5G نیازی نیست، به‌سرعت به اتصال LTE سوئیچ می‌کنند. متأسفانه هم‌اکنون در ایران اتصال 5G دردسترس نیست؛ بنابراین زومیت فرصت آزمایش اتصال 5G با آیفون ۱۲ را نداشت.

قدرتمندترین گوشی هوشمند دنیا با A14 Bionic قدرتمندتر شد

A14 Bionic، نخستین تراشه‌ی موبایل ۵ نانومتری دنیا، قلب تپنده‌ی تمام مدل‌های آیفون ۱۲ اپل است؛ همان‌ تراشه‌ای که توان پردازشی آیپد ایر ۴ را تأمین می‌کند. اپل می‌گوید تراشه‌ی جدیدش با افزایشی ۴۰ درصدی درمقایسه‌‌با A13 Bionic، بیش از ۱۱٫۸ میلیارد ترانزیستور در بطن خود دارد. این تراشه از مجموع ۲ هسته‌ی قدرتمند Firestorm و ۴ هسته‌ی کم‌مصرف Icestorm با معماری جدید به‌عنوان CPU استفاده می‌کند و ماژول چهارهسته‌ای جدیدی با الگوریتم بهبودیافته‌ی فشرده‌سازی حافظه را به‌عنوان GPU به‌کار می‌گیرد.

اپل طبق معمول جزئیات فنی فرکانس هسته‌ها را به‌اشتراک نمی‌گذارد و صرفا ادعا می‌کند که CPU جدید سریع‌ترین نمونه در دنیای گوشی‌های هوشمند است؛ درحالی‌که GPU عملکردی بالغ‌بر ۵۰ درصد سریع‌تر از تمام تراشه‌های موبایل دیگر ارائه می‌دهد. براساس نتایج گیک‌بنچ آیفون ۱۲ و آیفون ۱۲ پرو، به‌نظر می‌رسد فرکانس توربو برای هسته‌های قدرتمند CPU‌ معادل ۳٫۰ گیگاهرتز باشد، از سوی دیگر گفته می‌شود هسته‌های کم‌مصرف A14 به فرکانس بیشینه‌ی ۱٫۸ گیگاهرتز دست می‌یابند؛ اما براساس بررسی‌های AnandTech، فرکانس هسته‌های A14 حین فعال‌بودن تعداد مختلفی از هسته‌ها، بدین شکل خواهد بود:

موتور پردازش عصبی A14 Bionic اکنون به‌جای ۸ هسته از ۱۶ هسته بهره می‌برد؛ تغییری که براساس ادعای اپل به ۸۰ درصد افزایش سرعت عملکرد در «حیاتی‌ترین مدل‌های یادگیری ماشین» می‌انجامد. واحد پردازش عصبی A14 ازپسِ اجرای ۱۱ تریلیون عملیات‌برثانیه برمی‌آید. همچنین، سرعت شتاب‌دهنده‌های ML اختصاصی CPU در محاسبات یادگیری ماشین ۷۰ درصد بیشتر است. بررسی‌‌های AnandTech نشان می‌دهد که دو هسته‌ی قدرتمند A14 به کش L2 اشتراکی ۸ مگابایتی و ۴ هسته‌ی کم‌مصرف آن به کش L2 اشتراکی ۴ مگابایتی دسترسی دارند، از سوی دیگر مهندسان اپل به‌جای کش L3، کش اشتراکی سطح سیستمی ۱۶ مگابایتی را برای تمام بلوک‌های A14 در نظر گرفته‌اند.

اپل هیچ‌گاه درباره‌ی میزان رم آیفون صحبت می‌کند؛ اما براساس کالبدشکافی iFixit، اپل در آیفون ۱۲ ماژول ۴ گیگابایتی MT53D512M64D4UA-046 ساخت شرکت Micron و در آیفون ۱۲ پرو از ماژول ۶ گیگابایتی آن را به‌کار گرفته است. با نگاهی به سیستم نام‌گذاری Micron می‌توان متوجه شد که عدد 046 به فرکانس ۲۱۳۳ مگاهرتزی، عدد 53 به‌نوع Mobile LPDDR4-بودن رم، عبارت 512M64 به پهنای ۶۴ بیتی و عمق ۵۱۲ مگابیتی رم و در نهایت حرف D به ولتاژ ۱٫۱ (برای LPDDR4) یا ۰٫۶ ولت (برای LPDDR4x) اشاره دارند. باتوجه‌به بهره‌گیری نسل قبلی آیفون از رم LPDDR4x می‌توان با تقریب مناسبی حدس زد که کوپرتینونشین‌‌ها در آیفون‌ ۱۲ نیز چنین ماژولی به‌‌کار برده باشند؛ در هر صورت فقدان رم LPDDR5 با مصرف انرژی کمتر و بالغ‌بر ۱٫۵ برابر سرعت بیشتر درمقایسه‌با LPDDR4x را یکی از ضعف‌های سخت‌افزار آیفون‌های جدید مقابل پرچم‌داران شاخص اندرویدی می‌دانیم.

درحالی‌که آیفون ۱۲ مانند قبل در نسخه‌های ۶۴، ۱۲۸ و ۲۵۶ گیگابایت به‌فروش می‌رسد، نسخه‌ای حرفه‌ای اپل با ارتقا حافظه‌ی پایه به ۱۲۸ گیگابایت در نسخه‌های ۱۲۸، ۲۵۶ و ۵۱۲ گیگابایت دراختیار کاربر قرار می‌گیرند. در هر صورت ما سرعت خواندن و نوشتن حافظه‌ی NVMe دو گوشی را با استفاده از اپلیکیشن PerformanceTest ارزیابی می‌کنیم. 

براساس نتایج به‌دست‌آمده در بنچمارک‌ها، بازهم می‌توان لقب قدرتمندترین تراشه در پردازش‌های CPU-محور موبایل را به تراشه‌ی ساخت اپل داد. A14 در اغلب بنچمارک‌های گرافیکی نیز رقبا را با اختلاف بالغ‌بر ۵۰ درصد از پیش‌رو برمی‌دارد. تراشه‌ی جدید اپل در ۳ مورد از ۴ آزمون گرافیکی GFXBench نرخ فریم ۳ رقمی را در حالت Offscreen به‌دست می‌آورد و همین موضوع لزوم استفاده از نمایشگری با نرخ فریم بالا را بیش‌ازپیش روشن می‌کند.

در جریان رونمایی آیفون‌ ۱۲ اپل از همکاری با توسعه‌دهنده‌ی بازی League of Legends پرده برداشت؛ اما باید توجه داشت که برای داشتن تجربه‌ای مطلوب از چنین بازی‌هایی در سبک MOBA، نرخ فریم بالا یکی از اصلی‌ترین پیش‌نیازها است. درحالی‌که تراشه‌ی A14 به‌وضوح می‌تواند چنین نرخ فریمی را فراهم آورد، نمایشگر ۶۰ هرتزی آیفون ۱۲ به‌عنوان عامل محدودکننده وارد عمل می‌شود. امیدواریم سال آینده فناوری ProMotion به دنیای آیفون‌ها نیز راه یابد.

بنچمارک‌ها می‌توانند ایده‌ای اولیه از توان پردازشی هر محصول ارائه دهند؛ اما ازآنجاکه در بازه‌ی زمانی کوتاهی دستگاه را تحت‌فشار قرار می‌دهند، معیار مناسبی برای ارزیابی عملکرد در کاربری واقعی نیستند. زومیت برای شبیه‌سازی چنین سناریویی، پیش‌تر آزمون گرافیکی سنگین Sling Shot Extreme OpenGL ES3.1 را ۱۰ بار به‌صورت متوالی روی گوشی اجرا می‌کرد؛ اما با نظر به اجرای نامناسب آزمون Sling Shot روی محصولات مبتنی‌بر iOS، از بررسی پیش‌رو، تست استرس ۲۰ مرحله‌ای 3DMark Wild Life را به‌کار خواهد گرفت. آزمون یادشده در حالت عادی محتوای گرافیکی را با رزولوشن ۱۴۴۰ × ۲۵۶۰ پیکسل رندر می‌کند و با رزولوشن یکسان با صفحه‌نمایش گوشی به‌نمایش می‌گذارد.

آیفون‌ ۱۲ و آیفون ۱۲ پرو کار خود را در آزمون استرس 3DMark Wild Life با رندر میانگین ۴۹ فریم‌برثانیه شروع می‌کنند؛ اما در مرحله‌ی دوم آزمون، میانگین نرخ فریم‌شان به‌ترتیب به ۴ و ۵ فریم‌برثانیه افت می‌کند. پس از تجربه‌ی چنین افت سنگینی، پرچم‌داران جدید اپل توان خود را بازمی‌یابند و در مراحل بعدی میانگین نرخ فریم‌شان در بازه‌ی ۳۰ تا ۴۰ فریم‌برثانیه نوسان می‌کند. بدین‌ترتیب آیفون ۱۲ و ۱۲ پرو به‌ترتیب با پایداری ۷۰٫۸ و ۷۱٫۷ درصدی کار خود را در آزمون استرس 3DMark Wild Life پایان می‌دهند. توجه داشته باشید که در جریان آزمون استرس، تنها بنچمارک‌های متداول در بررسی‌های زومیت، روی هر دو گوشی نصب بوده‌اند؛ بنابراین بسته به تعداد اپ‌های نصب‌شده روی دستگاه، ممکن است میزان پایداری عملکرد متفاوت باشد.

باتری

پشتیبانی از اتصال 5G با نگرانی‌هایی درباره‌ی شارژدهی آیفون‌های جدید همراه است. متأسفانه طبق معمول در وب‌سایت اپل اطلاعاتی درباره‌ی ظرفیت باتری آیفون‌ها دردسترس نیست؛ اما براساس کالبدشکافی iFixit هر دو گوشی آیفون 12 و آیفون 12 پرو انرژی موردنیازشان را از طرق باتری‌های یکسانی با ظرفیت ۲۸۱۵ میلی‌آمپرساعت تأمین می‌کنند که به‌ترتیب ۹٫۵ و ۷٫۵ درصد کاهش در ظرفیت باتری را درمقایسه با نسل گذشته نشان می‌دهد. حال باید دید که پردازنده‌ی بهینه‌تر و نمایشگر OLED با وضوح بالاتر به‌همراه اتصال 5G در نهایت چه تأثیری بر شارژدهی خواهد داشت.

بی‌شک پرحاشیه‌ترین تغییر خانواده‌ی آیفون ۱۲ به‌ عرضه‌ی آن‌ها بدون شارژر و ایرفون بازمی‌گردد. اپل در جعبه‌ی آیفون‌های جدید صرفا کابل USB-C به لایتنینگ قرار می‌دهد و دلیل چنین تغییری را دغدغه‌های زیست‌محیطی و افزایش حجم محموله‌های آیفون در اثر کوچک‌ترشدن جعبه‌ی آن‌ها عنوان می‌کند. آن‌ها می‌گویند هم‌اکنون دومیلیارد شارژر آیفون و ۷۰۰ میلیون ایرفون در دست کاربران وجود دارد؛ اما باید توجه کرد که بخش عمده‌ای از شارژرهای کنونی از نوع USB-A هستند و دارندگان چنین شارژرهایی درنهایت باید برای آیفون ۱۲ به‌فکر تهیه‌ی شارژرهای ۲۰ واتی و USB-C جدید با پرداخت ۱۹ دلار باشند. همین موضوع ادعای خیرخواهانه‌ی اپل را اندکی زیر سایه‌ی تردید قرار می‌دهد!

MagSafe ویژگی دیگر آیفون‌های جدید است. مهندسان اپل درکنار قابلیت شارژ بی‌سیم، ماژول مغناطیسی دو تکه‌ای را نیز زیر پنل پشتی جاسازی کرده‌اند که زمینه‌ای برای عرضه‌ی سری جدیدی از محصولات جانبی را برای اپل و شرکت‌های تولیدکننده‌ی دیگر فراهم می‌آورد. این ماژول‌های مغناطیسی به متصل‌شدن و در نهایت تثبیت‌شدن پدهای شارژ و قاب‌های مغناطیسی MagSafe در پشت آیفون‌های جدید کمک می‌کنند. شارژر بی‌سیم جدید و ۳۹ دلاری اپل گوشی‌های هوشمند آن را با توان ۱۵ وات شارژ می‌کند؛ البته آیفون‌های جدید به‌کمک شارژرهای استاندارد Qi نیز با توان ۷٫۵ وات شارژ می‌شوند.  

متأسفانه زومیت در طول بررسی آیفون نه شارژر ۲۰ واتی جدید، نه پد شارژ بی‌سیم MagSafe را دراختیار نداشت؛ بنابراین نمی‌تواند درمورد مدت‌زمان موردنیاز برای شارژ کامل آیفون یا قدرت میدان مغناطیسی فناوری MagSafe اظهارنظر کند.

جمع‌بندی

اگر حذف بحث‌برانگیز شارژر را کنار بگذاریم، شاید پافشاری اپل به‌ استفاده از پنل ۶۰ هرتزی، مهم‌ترین نقصان آیفون‌های جدید باشد؛ اما از طرف دیگر، اکنون آیفون ۱۲ نیز پابه‌پای نسخه‌ی پرو از پنل OLED با وضوح بالا و پشتیبانی از Dolby Vision استفاده می‌کند و تجربه‌ی بصری مشابهی را به‌ارمغان می‌آورد. پردازنده‌ی توانمند و پیشروی A14 مانند نسل‌های پیشین بر عمر مفید آیفون ۱۲ و آیفون ۱۲ پرو می‌افزاید؛ چرا که در گذر زمان، کاربر کمتر متوجه کاهش سرعت دستگاه خواهد شد. پشتیبانی از اتصال 5G به‌ویژه از نوع mmWave ویژگی آینده‌نگرانه‌ی دیگری است که هر دو گوشی از آن‌ها بهره‌ می‌برند؛ هرچند که حداقل طی چند سال آینده همه‌گیرشدن 5G در ایران کمی خوشبینانه به‌نظر می‌رسد.

آیفون ۱۲ از ۴ گیگابایت رم و نسخه‌‌ی پرو از ۶ گیگابایت رم استفاده می‌کنند؛ اما براساس تجربه، iOS با رم ۴ گیگابایت نیز می‌تواند تجربه‌ی کم‌نقصی را برای کاربر فراهم آورد؛ آیفون ۱۲ پرو از رم اضافی برای افزایش نرخ فریم فیلم‌برداری 4K Dolby Vision به ۶۰ فریم‌برثانیه بهره می‌گیرد. از سوی دیگر تنها تفاوت دوربین‌ آیفون ۱۲ با آیفون ۱۲ پرو به وجود دوربین تله‌فوتو و LiDAR بازمی‌گردد؛ مادامی‌که قابلیت بزرگ‌نمایی ۲ برابری، تجربه‌ی واقعیت افزوده‌ی دقیق و فوکوس سریع‌تر در تاریکی جزو اولویت‌هایتان نباشد، از بین دو گوشی آیفون ۱۲ و آیفون ۱۲ پرو، نسخه‌ی عادی انتخاب منطقی‌تری خواهد بود.

بررسی پلی استیشن 5 سونی

پلی استیشن ۵ با تجهیز به سخت‌افزاری توانمند و طراحی خاص در کنار پشتیبانی عالی سونی و استودیو‌های انحصاری آن، نوید نسلی فوق‌العاده در دنیای گیم و برای عاشقان بازی می‌دهد.

پس از ۷ سال از ورود به نسل هشتم کنسول‌های بازی، زمان مهاجرت و آغاز دوره‌ای جدید فرا رسیده است. پس از ماه‌ها شایعه، بالاخره کنسول‌های نسل نهمی سونی و مایکروسافت با بهبود‌های متعددی به بازار عرضه شدند تا خبر از جهشی در تجربه‌ی بازی‌های ویدیویی بدهند.

سونی در طراحی پلی استیشن ۵ روند متفاوتی را از رقیب سنتی خود پیش گرفته است. تمرکز غول ژاپنی دنیای گیم، بهبود تمامی جوانب کنسول بوده است تا در هر زمینه‌ای کاربر با پیشرفتی انقلابی مواجه شود. از توان پردازشی و سرعت بسیار بالای حافظه‌ی ذخیره‌سازی گرفته تا دسته‌ی دوال سنس و رابط کاربری بهبودیافته. بهبود‌های PS5 در حدی بوده‌اند که نمی‌توان یک بخش از کنسول را نیز نسبت به نسل قبل یا حتی PS4 پرو، بدون تغییر دانست. پلی استیشن ۵ تا دندان به قابلیت‌های متعددی مجهز شده است تا خود را به‌عنوان بهترین و مطمئن‌ترین کنسول بازی نسل نهمی معرفی کند.

طراحی

سونی در مقایسه با مایکروسافت، روند کاملا متفاوتی را در طراحی کنسول نسل نهمی خود پیش گرفته است. درحالی‌که کنسول‌های نسل جدید ایکس باکس از طراحی ساده‌ای بهره می‌برند، سونی زبان طراحی متفاوتی را پیش گرفته است که با ترند این روز‌های دنیای فناوری فاصله دارد؛ جایی که بسیاری از شرکت‌ها به سراغ زبان طراحی مینیمال و ساده رفته‌اند. البته این موضوع به معنای عیب نیست و ظاهر محصولات همواره مسئله‌ای سلیقه‌ای بوده است. 

دو صفحه‌ی قوسی سفید رنگ بدنه‌ی اصلی و مشکی رنگ PS5 را در برگرفته‌اند. البته در نظر داشته باشید که به‌راحتی قادر به جدا کردن صفحه‌های کناری و رنگ‌آمیزی آن‌ها به‌صورت دلخواه خواهید بود. در نسخه‌ی دارای درایو دیسک بلو‌ری، شاهد از بین رفتن تقارن طراحی از نمای جلوی کنسول هستیم. با اینکه تعبیه‌ی درایو بلوری به‌خوبی انجام شده‌ است، اما نسخه‌ی دیجیتالی از این لحاظ جلوه‌ی بصری بهتری را به همراه دارد. 

پلی استیشن ۵ را به واقع می‌توان کنسولی بزرگ دانست؛ حتی بزرگ‌تر از نسخه‌ی اولیه‌ی پلی استیشن ۳. دلیل اصلی این موضوع را می‌توان در طراحی سیستم خنک‌کننده‌ی بزرگ و توانمند کنسول جست‌وجو کرد. PS5 با ۴/۵ کیلوگرم تنها PS3 را با ۵ کیلوگرم به‌عنوان سنگین‌ترین کنسول بازی بالاتر از خود می‌بیند. این موضوع باعث می‌شود تا برای یافتن مکانی مناسب برابر قرارگیری کنسول خود کمی با چالش مواجه شوید. 

کیفیت ساخت PS5 در سطح مناسبی قرار دارد و با وجود بدنه‌ی پلاستیکی، به‌هیچ وجه حس کالایی بی‌کیفیت القا نمی‌شود. شاید بزرگ‌ترین مشکل آن رنگ مشکی براق بدنه‌ی اصلی کنسول است که بسیار مستعد جذب اثرانگشت و خط‌و‌خش است.

سونی برای استحکام PS5 در حالت عمودی و همچنین امکان قرارگیری در حالت افقی، پایه‌ی مخصوصی را همراه کنسول عرضه می‌کند. در صورتی که قصد قراردادن عمودی کنسول را داشته باشید، با چرخش صفحه‌ی زیرین پایه، محفظه‌ای را مشاهده خواهید کرد که پیچ مخصوص اتصال پایه به کنسول در آن تعبیه شده است. همچنین با توجه به طراحی قوسی شکل پنل‌های کناری کنسول بدون وجود پایه امکان قرار داده افقی PS5 نیست. البته در این حالت دیگر به پیچ احتیاجی ندارید. با اینکه طراحی و عرضه‌ی پایه‌ به همراه کنسول، اقدامی مناسب به‌شمار می‌رود، اما ای کاش طراحی بدنه به نحوی بود که اصلا به پایه نیازی نبود!

طراحی متفاوت و ابعاد PS5 آن را به مرکز توجه اتاق شما تبدیل می‌کند

در بخش جلویی کنسول یک درگاه USB 2.0 و USB-C در کنار کلید‌های پاور و Eject قرار دارد. خوشبختانه سونی با طراحی بزرگ‌‌تر کلید پاور کمک زیادی به تمایز آن با کلید اجکت کرده است؛ معضلی که در نسل قبل بسیار آزاردهنده بود. همچنین دیگر یک بار فشردن کلید پاور امکان عملکردی نخواهد داشت. برای قرار دادن کنسول در حالت Rest Mode باید حدودا ۲ ثانیه آن را نگه دارید تا صدای بوق را بشنوید؛ برای خاموش کردن کنسول نیز به نگه داشتن حدودا ۳ تا ۴ ثانیه زمان نیاز است که کنسول با بوق دوم آغاز عملیات خاموش کردن را اعلام می‌کند. این سازوکار کمک زیادی به جلوگیری از خاموش شدن‌های احتمالی می‌کند. در بخش پشتی کنسول نیز دو درگاه‌ USB 3.0، پورت شبکه LAN، درگاه ورودی پاور، خروجی HDMI و قفل امنیتی کنزینگتون تعبیه شده‌اند.

دسته دوال سنس

دوال سنس (Dual Sense) بدون شک از بزرگ‌ترین ویژگی‌های PS5 است. نه‌تنها در بخش طراحی، بلکه در فناوری‌های به‌کار رفته نیز دوال سنس در مقایسه با دوال شاک ۴ تحولی بزرگ را تجربه کرده است؛ جایی که می‌توان با اطمینان گفت تمام تجربه‌ی خود با کنسول‌های قبلی سونی را فراموش کنید، PS5 با دوال سنس سطح جدیدی از تجربه‌ی گیمینگ را به ارمغان می‌آورد که در دنیای بازی‌ بی‌همتا است.

بهبود طراحی

درحالی‌که DualShock 4 نسبت به نسل قبلی خود بهبود‌‌های خوبی در بخش طراحی تجربه کرده بود، اما بااین‌حال برخی ارگونومی دسته‌های ایکس‌باکس را همچنان بهتر می‌‌دانستند. اولین نکته‌‌ای که در مواجهه با دوال سنس خودنمایی می‌کند، تغییر گسترده‌ی طراحی و ارگونومی است. دسته اکنون بزرگ‌تر و حجیم‌تر شده است تا خستگی به مراتب کمتری را در درازمدت به ارمغان بیاورد. وزن دسته نیز کمی بیشتر از نسل پیشین خود شده است که شخصا آن را قدمی رو به جلو برای بهبود تجربه‌ی بازی می‌دانم. همچنین در استفاده‌ی شخصی به این نتیجه رسیدم که دوال سنس و زبان طراحی آن کاربر را به استفاده از چهار انگشت (انگشت‌های اشاره و میانی هر دست) برای استفاده‌ی تریگر‌ها دعوت می‌کند. در این حالت نه‌تنها انگشت شست به استیک‌ها نزدیک‌تر خواهند بود و خستگی کمتری را ایجاد می‌کنند بلکه در بازی‌ها نیز عملکرد سریع‌تری خواهید داشت! 

دوال سنس در چیدمان کلید‌ها تفاوت چندانی با دوال شاک ۴ ندارد و از همان چیدمان آشنای پیشین بهره می‌برد. کلید‌های Options و Create (کلید Share سابق) در طرفین تاچ پد قرار گرفته‌اند. ال‌ای‌دی‌های نمایش وضعیت دسته نیز از بالای تاچ‌پد به سمت راست و چپ و پایین آن تغییر مکان داده‌اند تا شاهد افزایش بیش‌ازپیش جذابیت بصری باشیم. کلید‌های L1 و R1 اکنون کمی ابعاد بزرگ‌تری دارند و شاهد از بین رفتن فاصله میان آن‌ها با تریگر‌ها (کلید‌های L2 و R2) هستیم. همچنین تریگر‌ها نیز نسبت به نمونه‌‌های دوال شاک ۴ کمی بزرگ‌تر شده‌اند و با کمی شیب قوس بیشتر به سمت بیرون دسته، ارگونومی بیشتری را به ارمغان می‌آورند. در بخش پشتی دسته (میان تریگر‌ها) نیز شاهد جایگزین شدن درگاه میکرو USB‌ با USB-C هستیم. 

دیگر تغییر قابل‌توجه طراحی اضافه شدن میکروفن و کلید قطع آن به دسته است. ورودی صدا در بخش پایینی دسته و کمی بالاتر از درگاه جک ۳.۵ میلی‌متری قرار گرفته است. این موضوع به گیمرها کمک می‌کند تا بدون هدست و با هدفون‌های فاقد میکروفن نیز قادر به انجام بازی‌های چندنفره و صحبت با دوستان خود کنند. کلید قطع صدای میکروفن نیز ورودی صدای کاربر به کنسول (چه با میکروفن روی دسته و چه از طریق میکروفن هدست) را غیرفعال می‌کند. البته قابلیت ویژه‌ی دیگری نیز در این کلید تعبیه شده است که بسیار کاربردی است. درحالی‌که با فشردن این کلید میکروفن قطع و وصل می‌شود، با نگه‌ داشتن آن صدای خروجی کنسول قطع (Mute) می‌شود که در این حالت چراغ این کلید چشمک خواهد زد. 

حسگر ژیروسکوپ مانند نسل پیش همچنان در دسته حاضر است؛ گرچه در نسل پیش شاهد استفاده‌ی چندانی از آن توسط توسعه‌دهندگان نبودیم. سونی همانند نسل پیشین از باتری داخلی در دوال سنس بهره برده است که در صورت فعال بودن تمامی قابلیت‌های لرزشی آن اعم از بازخورد‌های هپتیک و تریگر‌های تطبیق‌پذیر، نزدیک به ۸ ساعت شارژدهی خواهد داشت. برای شارژ دسته نیز به زمانی حدود ۳/۵ ساعت نیاز خواهید داشت که در صورت عدم استفاده از آن هنگام شارژ، این زمان کاهش خواهد یافت.

موارد مطرح شده تنها ویژگی‌های ظاهری و طراحی دوال سنس بودند؛ درحالی‌که انقلاب اصلی درون دسته و در فناوری‌های آن رخ داده است. جایی که توصیف عملکرد آن کمی دشوار است. بااین‌حال سعی می‌کنیم تا حد امکان به شرح آن بپردازیم. 

تریگر‌های تطابق‌پذیر

سونی با تعبیه‌ی موتوری مخصوصی در هر یک از تریگر‌ها (L2 و R2) در صدد تجربه‌ی کاملا متفاوتی از استفاده از آن‌ها بوده است. نیروی لازم برای فشردن این کلید‌ها در هر بازی‌ و شرایط مختلف رفتار و بازخورد کاملا متفاوتی خواهد داشت. منحنی نیروی لازم برای فشردن کلید نیز می‌تواند متفاوت باشد. این موضوع بدین معنی است که در ابتدای روند فشردن تریگر به نیروی بسیار کمی نیاز خواهید داشت اما درادامه مقاومت بسیار بیشتری را برای فشردن آن تجربه خواهید کرد. همچنین در شرایط خاصی از بازی مانند برخورد خودرو به دیوار یا لحظه‌ی اتصال تار اسپایدرمن به دیوار که تریگر را فشرده‌اید، اندکی پس زده می‌شود تا حس چالش کارکتر را بهتر حس کنید.

اما درحال حاضر کاربرد‌های Adaptive Triggers چیست؟ سونی در اقدامی بسیار هوشمندانه، بازی رایگانی با نام Astro’s Playroom را در کنسول‌های PS5 قرار داده است که نه‌تنها بسیار مفرح و جذاب است، بلکه دمویی فوق‌العاده از قابلیت‌ها و عملکرد دوال سنس است. در بخش‌هایی از این بازی کارکتر باید به واسطه‌ی لباسی مجهز به فنر از روی موانع عبور کند یا پس از قرارگیری در لباسی مجهز به موتور‌های موشک، باید اقدام به پرواز کند. تریگر‌های تطابق‌پذیر در این حالت (به‌خصوص در شبیه‌سازی نیروی فنر لازم) بازخورد بسیار جذابی دارند و هرچه بیشتر فشردن آن‌ها نیازمند نیروی بیشتری است.

توسعه‌دهندگان هنوز موفق به کاربرد مناسب و ارایه‌ی بازخورد طبیعی، از تریگر‌های جدید نشده‌اند

نکته‌ی مهم، نحوه‌ی به‌کارگیری تریگر‌های جدید دوال سنس توسط توسعه‌دهندگان است. جایی که با وجود جذابیت زیاد در Astro’s Playroom، شخصا آن را در بازی‌های Dirt 5، اسپایدرمن: مایلز موارلس و Call of Duty Cold War تا حدودی غیر کاربردی و بعضی اوقات آزاردهنده یافتم. اگر سابقه‌ی انجام بازی‌های شوتینگ مانند سری کال‌آف‌دیوتی را داشته باشید، قطعا با اهمیت بسیار زیاد عکس‌العمل به موقع در آن آشنا هستید. این در حالی است که تریگر‌ها در این بازی عملکرد متفاوتی با اسلحه‌های مختلف داشته و سعی بر شبیه‌سازی بازخورد ماشه (نیروی اندک ابتدایی و سپس نیروی لازم بیشتر برای فشردن تریگر تا انتها) را دارد. اما پس از مدتی تجربه‌ی بازی به دلیل استفاده‌ی پیوسته از تریگر‌ها و حس چالش در عملکرد سریع، بازخورد آن را آزاردهنده یافتم و غیرفعال کردم. به‌خصوص هنگام فشردن L2 که سعی بر حس القای بلند کردن اسلحه دارد. 

در Dirt5 تریگرها سعی بر القای حس پدال گاز و ترمز را دارند. بااین‌حال نیروی لازم برای فشردن هر دو تقریبا برابر است درحالی‌که در خودرو و شرایط واقعی یا حتی تجهیزات شبیه‌سازی رانندگی پدال گاز نیاز به نیروی به مراتب کمتری برای فشردن در مقایسه با ترمز دارد. همچنین مشکل بزرگ‌تر در تجربه‌ی این بازی، زمانی رخ می‌دهد که برای کنترل بهتر خودرو در پیچ، بازه‌ی زمانی اندکی قصد دارید گاز را رها کنید و مجدد آن را فشار دهید. در این حالت پس از رها کردن و اقدام مجدد به فشردن تریگر، بازه‌ی ابتدایی فشردن آن دیگر نیرویی نیاز ندارد و ناگهان موتور با کمی تأخیر فعال می‌شود که حس خراب بودن دسته را منتقل می‌کند.

در اسپایدرمن: مایلز مورالس جهت پرتاب تار از R2 بهره خواهید برد که رفتار تریگر کمی ناآشنا است و نمی‌دانم سعی بر القای چه حسی دارد. برای فشردن بازه‌ی ابتدایی تریگر نیاز به نیروی زیادی ندارید و ناگهان در بازه‌ی پایانی تریگر کمی سفت‌تر می‌شود (شبیه به حس کشیدن ماشه در Call of Duty: Black Ops Cold War). این در حالی است که برای پرتاب تار نیازی نیست تریگر R2 را تا انتها فشار دهید و با همان بازه‌ی ابتدایی آن (که نیروی اندکی برای فشردن نیاز دارد) نیز می‌توانید به حرکت ادامه دهید.

Adaptive Triggers فناوری بسیار جذابی است که متاسفانه هنوز توسعه‌‌دهندگان شاید به دلیل فقدان آشنایی با آن قادر به تعبیه‌ی کاربردی و جذاب آن در بازی‌های خود نشده‌اند. شاید در آینده با بهبود موتور‌های درون دسته توسط سونی و آشنایی بیشتر توسعه‌دهندگان شاهد بهبود قابل‌توجه عملکرد آن باشیم. 

موتور لرزشی هپتیک

در دسته‌های بازی از موتور‌های ویبره برای ارایه‌ی بازخوردی از شرایط بازی استفاده می‌شود. افزایش دقت این موتور‌ها می‌تواند تأثیر چشم‌گیری در تجربه‌ی آن داشته باشد؛ جایی که سونی بر آن تمرکز کرده است. به لطف استفاده از موتور‌های بازخورد لرزش هپتیک (مشابه نمونه‌های به‌کار رفته در آیفون)، دوال سنس تجربه‌ی فوق‌العاده‌ای در این زمینه ارایه می‌کند که تنها برای درک آن خود باید تجربه کنید. ظاهرا دو موتور در دو طرف دسته تعبیه شده‌اند که نه‌تنها قادر به لرزش سنگین دسته هستند، بلکه امکان ارایه‌ی تک‌لرزه‌ی بسیار آرام را نیز دارند. این‌ موتور‌ها هم‌می‌توانند به نوبت و تنهایی و هم به‌صورت هم‌زمان با رفتار یکسانی بلرزند.

حال تصور کنید که کارکتر در حال راه رفتن روی سطوح مختلف مانند چوب، آهن، شیشه یا چمن است (بازی Astro’s Playroom). با هر قدم این موتور‌ها اقدام به لرزه‌ی تعیین شده می‌کنند که حسی بی‌نظیر ارایه می‌کند. در Call of Duty: Black Ops Cold War دویدن، راه‌رفتن، سر خوردن (روی سطوح متفاوت)، درگیری فیزیکی یا لگد اسلحه هر یک رفتار متفاوتی دارند که بسیار خوب پیاده شده‌اند. در Dirt 5 حرکت خودرو روی سطح مختلف، لغزش یا برخورد با موانع همگی لرزش‌های مخصوص به‌خود دارند که تأثیر چشمگیری روی تجربه‌ی بازی می‌گذارد.

موتور‌های هپتیک مهم‌ترین فناوری به‌کار رفته در دوال‌سنس است که تأثیر قابل توجهی در تجربه‌ی گیمینگ می‌گذارد. جای خالی این فناوری شدیدا در دسته‌های مایکروسافت احساس می‌شود. 

سخت‌افزار و عملکرد

کنسول‌های نسل نهم را می‌توان انقلابی در استفاده از سخت‌افزار دانست. به‌عنوان مثال سخت‌افزار به‌کار رفته در کنسول‌های نسل هشتم در آن زمان نه‌تنها در دنیای کامپیوتر قدیمی و ضعیف به‌حساب می‌آمدند، بلکه پردازنده‌های جگوار درواقع برای استفاده در تبلت‌ها و کامپیوتر‌های رده‌پایین طراحی شده‌ بودند. اما این موضوع در نسل جدید کاملا متفاوت بوده و تولید‌کنندگان به‌سراغ فناوری و قطعاتی رفته‌اند که به‌تازگی وارد بازار شده است و پیشرفته و توانمند‌ترین نمونه در نوع خود به‌شمار می‌روند. اگر با اطلاع از سابقه‌ی استفاده از فناوری‌های سخت‌افزار در کنسول‌های نسل قبلی به بررسی توان پردازشی PS5 و ایکس باکس سری ایکس بپردازید، «انقلابی» را بهترین واژه برای تعریف آن می‌یابید.

CPU و GPU

درحالی‌که PS3 و ایکس باکس ۳۶۰ در صدد اجرای بازی‌ها در رزولوشن HD بودند و هدف از توسعه‌ی PS4 و ایکس باکس وان رسیدن بازی‌ها به رزولوشن Full HD بود، در نسل نهم شاهد هدف قرار دادن رزولوشن 4K هستیم. اجرای بازی‌های در رزولوشن 4K با نرخ ۶۰ فریم‌بر‌ثانیه و استفاده از فناوری‌های به‌روزی مانند رهگیری پرتو برای افزایش کیفیت بازتاب‌ها و جزئیات در نقاط تاریک تصویر، نیاز به سخت‌افزاری توانمند دارد. در همین راستا مارک سرنی (مغز متفکر توسعه‌ی سخت‌افزار کنسول‌های بازی سونی) به سراغ استفاده از نسل جدید معماری پردازنده‌ی اصلی و پردازنده‌ی گرافیکی AMD رفت. 

Zen2 و RDNA2 پلی استیشن ۵ را به هیولایی توانمند تبدیل کرده است. مقایسه توان نسل جدید و قبلی، مضحک است

پردازنده‌ی ۸ هسته‌ای Zen 2 با فرکانس حداکثر ۳.۵ گیگاهرتز در کنار ۳۶ واحد گرافیکی توانمند RDNA 2 با فرکانس بوست ۲.۲۳ گیگاهرتز، به‌عنوان قلب تپنده‌ و بازیگر اصلی پردازش و اجرای بازی‌های در PS5 خود را معرفی می‌کنند. بدین ترتیب شاهد وجود توان پردازشی ۱۰/۲۸ ترافلاپس هستیم. شاید در وهله اول مقایسه‌‌ی آن با توان ۱/۸۴ ترافلاپس پلی استیشن ۴ و ۴/۲ ترافلاپس پلی استیشن ۴ پرو چشمگیر به‌نظر نرسد. اما فراموش نکنید که ترافلاپس تنها معیاری ساده برای نمایش توان گرافیکی GPU است و مقایسه چند پردازنده از نسل‌های مختلف با این معیار بسیار اشتباه است. با درنظرگرفتن پیشرفت‌های معماری، لیتوگرافی و پهنای باند حافظه، از نسل‌های اول معماری GCN (معماری نسل قبلی کنسول‌های بازی) به GCN 5 (وگا) و درادامه به RDNA 1 و RDNA 2، به ضریب قابل توجهی دست خواهیم یافت تا در نهایت حتی مقایسه توان خروجی PS5 و PS4 خنده‌دار به‌نظر رسد.

AMD همچنین در هر یک از واحد‌های پردازشی یک شتاب‌دهنده‌ی مخصوص محاسبات رهگیری پرتو را قرار داده است تا شاهد پشتیبانی سخت‌افزاری از این فناوری و بهبود قابل‌توجه سرعت محاسبات آن باشیم. 

سونی در PS5 از روشی نه‌چندان متداول برای رسیدن به حداکثر توان کنسول بهره برده است. درحالی‌که تغییر فرکانس کاری پیش از این در بسیاری از محصولات دنیای فناوری نیز به‌کار گرفته شده است؛ اما در PS5 توسعه‌دهندگان قادر خواهند بود با تعریف پروفایلی مخصوص برای هر بخش از بازی در توانی ثابت میزان مشخصی از CPU و GPU را به‌لطف استفاده از فناوری Smart Shift به‌کار گیرند. بدین ترتیب فارغ از شرایط حرارتی کنسول، تمامی گیمرها تجربه‌ی کاملا یکسانی را خواهند داشت. 

با درک موارد مذکور می‌توان تا حدودی با توان بسیار بالای کنسول‌ها آشنا شد. با درنظرگرفتن قابلیت‌های اجرای بازی‌ها و برچسب قیمتی، در حال حاضر هیچ کامپیوتری قادر به رقابت با کنسول‌های نسل نهم نخواهد بود. به‌گفته‌ی سونی، PS5 قادر به اجرای بازی‌ها با رزولوشن 4K، نرخ ۶۰ فریم‌بر‌ثانیه و پشتیبانی از HDR خواهد بود. همچنین توسعه‌دهندگان می‌توانند حالت خاصی از بازی‌های رقابتی (بازی‌های فایتینگ، شوتینگ یا ریسینگ) را برای اجرا با نرخ ۱۲۰ فریم‌بر‌ثانیه بهینه‌سازی کنند تا کنسول‌ها اکنون گزینه‌ی به مراتب بهتری برای گیمرهای حرفه‌ای باشد.

با آغاز نسل نهم (جدید بودن معماری و API) و البته عرضه‌ی بازی‌های به‌صورت میان‌نسلی، باعث شده است تا توسعه‌دهندگان موفق به استفاده از تمام توان سخت‌افزار PS5 نشوند. به‌عنوان مثال اسپایدرمن مایلز مورالس در دو حالت مختلف روی کنسول اجرا می‌شود؛ مجهز به رهگیری‌پرتو با نرخ ۳۰ فریم‌بر‌ثانیه یا فاقد این قابلیت و نرخ ۶۰ فریم‌بر‌ثانیه. اسسین کرید والهالا نیز شرایط مشابهی دارد نسخه‌ی مجهز به بافت‌های گرافیکی باکیفیت و نورپردازی غنی با نرخ ۳۰ فریم‌بر‌ثانیه اجرا می‌شود. کال‌آف‌دیوتی کلد‌وار نیز در دو حالت ۶۰ و ۱۲۰ فریم‌بر‌ثانیه با جزئیات و بافت‌های گرافیکی مختلف روی پلی استیشن ۵ اجرا می‌شود. با وجود استفاده‌ از جزئیات بیشتر، بافت‌های با‌کیفیت‌تر و البته تأثیر شگفت‌انگیز رهگیری پرتو در بازی‌های عرضه‌ شده که خود به‌تنهایی جلوه‌های بصری را چندین پله ارتقا می‌دهد، اما نمی‌توان توقع تفاوت فاحشی (متناسب با اختلاف توان پردازشی نسل جدید و قبلی)، بین خروجی نهایی PS5 با کنسول‌های نسل پیش به‌خصوص PS4 پرو داشته باشید. اما قطعا با آشنایی بیشتر توسعه‌دهندگان، تا سال ۲۰۲۲ شاهد عرضه‌ی بازی‌های واقعی نسل نهم خواهیم بود که از لحاظ بصری و نرخ اجرا قابل مقایسه با نمونه‌های پیشین نخواهند بود.

تعبیه‌ی قابلیت تغییر حالت بازی و امکان اجرای آن‌ها با نرخ بیشتر و جزئیات و کیفیت کمتر بافت‌ها، بسیار کاربردی است و امیدواریم تمامی توسعه‌دهندگان این تنظیمات را به‌خوبی در بازی‌های خود قرار دهند.

حافظه‌ی SSD

CPU و GPU‌ سریع‌تر تنها بهبود PS5 نسبت به نسل پیشین خود نیست. با گسترده‌شدن محیط بازی‌ها و افزایش کیفیت و تعداد بافت‌ها، علاوه بر نیاز به توان پردازشی بیشتر، نیاز مبرمی به افزایش نرخ انتقال اطلاعات و ارایه‌ی به‌موقع و سریع آن‌ها به پردازنده‌ها است. این نکته را می‌توان یکی از دلایل اصلی کاهش سرعت پیشرفت بصری بازی‌ها طی سال‌های گذشته دانست؛ جایی که سرعت انتقال داده‌ها و دسترسی به‌ آن‌ها در HDD محدودیت‌های زیادی برای توسعه‌دهندگان ایجاد می‌کرد. مارک سرنی نیز در مراسم رونمایی از PS5، زمان زیادی برای تشریح این معضل صرف کرد و آن را از مهم‌ترین چالش‌های حال حاضر دنیای بازی دانست.

SSD پلی استیشن ۵، ۱۰۰ برابر سریع‌تر از HDD پلی استیشن ۴ است

به‌گفته‌ی سرنی هارددیسک‌ها دو‌سوم زمان کاری خود را صرف جستجوی‌ داده‌ها می‌کنند. درحالی‌که این معضل در SSD‌های وجود ندارد. در وهله‌ی اول لازم به توضیح است که سونی در توسعه‌ی حافظه‌ی SSD پلی استیشن ۵ زمان و انرژی زیادی صرف کرده است و نمی‌توان آن را صرفا با حافظه‌های SSD نسل چهارم PCI.e مقایسه کرد. یکی از مهم‌ترین اقدامات سونی، طراحی کنترلری بسیار پیشرفته و اختصاصی با ۱۲ کانال برای مدیریت حافظه بوده است تا از بار اضافی روی پردازنده کاسته و عملیات فشرده‌سازی و غیرفشرده‌سازی دیتا را بهینه‌تر انجام دهد. این موضوع باعث شده است تا PS5 قادر به انتقال اطلاعات غیرفشرده‌شده تا ۵/۵ گیگابایت‌بر‌ثانیه باشد که در صورت فشرده‌سازی آن‌ها نرخ انتقال اطلاعات تا دو برابر نیز افزایش می‌یابد. داده‌ها نیز از طریق ۴ لین نسل چهارم PCI.e به SOC ارسال خواهند شد. 

اما افزایش سرعت SSD تنها هدف سونی نبوده است و این شرکت تلاش زیادی در سطح معماری برای هماهنگی بهتر سایر اجزا با حافظه‌ی ذخیره‌سازی و کنترلر آن کرده است تا داده‌ها مؤثر‌تر منتقل شوند و تأخیر به‌ حداقل خود برسد. این موضوع با طراحی کنترلر‌های سفارشی‌سازی شده در سطح بورد و حتی درون SOC فراهم شده است. 

برای آشنایی با SSD فوق‌العاده‌ی PS5، بد نیست به‌گفته‌ی مارک سرنی رجوع کنیم؛ جایی که PS4 برای بارگذاری یک گیگابایت به ۲۰ ثانیه زمان احتیاج داشت. اما در PS5 بارگذاری ۲ گیگابایت داده تنها به ۰/۲۷ ثانیه زمان نیاز دارد. در حالت بهینه‌، حافظه‌ی PS5 حدودا ۱۰۰ برابر سریع‌تر از هارددیسک‌های نسل قبلی است.

در بازی اسپایدرمن مایلز مورالس برای ورود بازی در PS5 به ۱۱ ثانیه زمان نیاز دارید که با ۱۳ ثانیه‌ در PS4 تفاوت چندانی ندارد. اما تفاوت اصلی هنگام ورود به گیم‌پلی از منو است جایی که در PS5 حدودا ۲ ثانیه و PS4 تقریبا ۲۰ ثانیه نیاز است. Fast Travel نیز تقریبا در نسخه‌ی PS5 آنی و بدون تأخیر انجام می‌شود که شخصا آن را بزرگ‌ترین نقطه‌ی قوت حافظه‌های جدید می‌دانم. دیگر نیازی به وقفه‌های طولانی در گیم‌پلی نیست.

طراحی ۱۲ کانال کنترلر که با همکاری سامسونگ انجام گرفته است، دلیل اصلی رسیدن به عدد ۸۲۵ گیگابایت در حافظه‌ی ذخیره‌سازی است؛ تنها ۶۶۷ گیگابایت در دسترس کاربر برای نصب بازی خواهد بود. در بررسی زومیت پس از نصب بازی‌های اسپایدرمن مایلز مورالس، اسسین کرید والهالا، کال‌آو دیوتی کلدوار، واچ داگز لیجن، Dirt 5، NBA 2k21 و ایمورتالز، حدودا ۱۵۰ گیگابایت فضای خالی در دسترس بود. با توجه به نیاز تقریبا ۱۰۰ گیگابایت فضای خالی برای به‌روزرسانی بازی‌ها (به‌خصوص کلدوار)، می‌توان گفت PS5 فضای لازم برای نصب میانگین ۸ بازی AAA را دارد. 

با اینکه ظرفیت کلی حافظه نسبت به یک ترابایت نسل پیشین قدم رو‌به‌عقبی است، اما نباید فراموش کنید که به لطف سرعت بسیار بالای حافظه‌های SSD، احتمالا حجم بازی‌ها در آینده کاهش خواهند یافت. زیرا دیگر توسعه‌دهندگان نیازی به تکرار دیتا در بخش‌های مختلف صرفا برای دسترسی سریع‌تر به‌آن‌ها نیستند.

PS5 از قابلیت افزودن حافظه‌ی SSD بیشتر نیز پشتیبانی می‌کند که برای این امر بایستی از نمونه‌های NVMe سازگار با کنسول بهره ببرید. در حال حاضر سونی هیچ حافظه‌‌ای را برای استفاده در کنسول تأیید نکرده است. این موضوع بدین معنی است که حتی اگر از سریع‌ترین نمونه‌ی موجود در بازار نیز استفاده کنید، PS5 آن را به‌عنوان وسیله‌ای جانبی ناسازگار شناسایی می‌کند و حتی اجازه‌ی روشن شدن کنسول را نمی‌دهد. 

صدای فن و گرما

پس از رونمایی از پلی استیشن ۵ و مشاهده‌ی مشخصات فنی، به‌خصوص فرکانس کاری وحشتناک ۲.۲ گیگاهرتزی GPU، خود را آماده‌ی کنسولی داغ با صدای زیاد کردم. خنک‌کننده‌ی GPU با این فرکانس کاری امری بسیار سخت است و در دنیای کامپیوتر این امر با هیت‌سینک‌های بزرگ و سه فن دمنده انجام می‌شود. حال کافی است در در کنار واحد‌های پردازشی GPU، هشت هسته‌ی ۳.۵ گیگاهرتزی CPU و ۱۶ گیگابایت حافظه‌ی GDDR6 را نیز قرار دهید که همگی تولید‌کننده‌ی حرارت هستند. 

PS5 در هر شرایطی آرام و بی‌صدا است!

اما سونی پس از تجربه‌ی نه‌چندان مناسب عملکرد سیستم خنک‌کننده و میزان نویز تولیدی به‌خصوص در PS4 پرو، PS5 را به هیت‌سینکی عظیم مجهز کرده است. استفاده از فلز مایع (Liquid Metal) نیز برای انتقال حرارت از SOC به هیت‌سینک، نشان از عظم جدی سونی در توسعه‌ی کنسولی آرام و بی‌صدا دارد. در سیستم خنک‌کننده‌ی PS5 هوا از طریق دریچه‌های پایین، بالا و جلوی کنسول وارد آن شده و پس از عبور از هیت‌سینک و خنک‌سازی، از دریچه‌های پشتی آن خارج می‌شود. 

طی بررسی‌های زومیت، پس از چندین ساعت تجربه‌ی بازی اسپایدرمن مایلز مورالس با رزولوشن 4K و فعال بودن رهگیری پرتو، دمای هوای خروجی به حداکثر ۴۶ درجه‌ی سانتیگراد رسید. پورت‌های LAN و USB انتهای کنسول نیز با ۵۷ درجه گرم‌ترین نقطه‌ی کنسول بودند. 

جمع بندی

پلی استیشن ۵ کنسولی فوق‌العاده است؛ تمامی جوانب آن بهبود‌های گسترده‌ای را تجربه کرده است. قابلیت‌های متعدد PS5 نوید نسلی جذاب می‌دهد؛ جایی که توسعه‌دهندگان قطعا با آشنایی بیشتر در مرور زمان قادر به استفاده‌ی مؤثرتر خواهند بود تا تجربه‌ی بهتری به کاربران منتقل شود. این موضوع به‌خصوص در استفاده از توان پردازشی SOC و رفتار کنترلر دوال سنس صادق است.

بررسی هیوندای النترا ۲۰۲۱

نگاه کلی

در سال‌های اخیر هیوندای را به عنوانی شرکتی با طراحی‌های جسورانه شناخته‌ایم و النترای 2021 به عنوان سدان کامپکت این شرکت نیز در همین راستا ظاهری بسیار جسورانه دارد. هیوندای النترا جدید با این طراحی زیبا و کابینی مدرن، آمده تا در سگمنت خود با رقبایی جدی مانند هوندا سیویک، تویوتا کرولا و نیسان سنترا رقابت کند. هیوندای می‌گوید بعداً یک مدل هیبریدی از این خودرو نیز معرفی خواهد کرد. نکته مهم دیگر این که خودرو به سیستم‌های کمکی رانندگی خوبی مجهز بوده و تکنولوژی‌های بیشتر به صورت آپشن روی آن ارائه شده‌اند.

چه تغییراتی در مدل 2021 داشته است؟

شرکت هیوندای یک بازطراحی کلی برای مدل سال 2021 النترا انجام داده است که با طراحی ظاهری و کابین مدرن و شیک و تکنولوژی‌های روز انتظار فروش بالایی برای آن می‌رود. همان طور که اشاره شد، شرکت برای نخستین بار یک النترای هیبریدی می‌خواهد روانه بازار کند. یک مدل قدرتمندان لاین نیز امسال قرار است روانه بازار شود و خیلی‌ها آن را رقیبی جدی برای هوندا سیویک Si و فولکس واگن جتا GLI می‌دانند. فروش هیوندای النترا مدل 2021 نیمه دوم امسال شروع خواهد شد. قیمت مدل پایه SE این خودرو حدوداً 20 هزار دلار بوده و مدل قدرتمند N لاین قیمتش از 27 هزار دلار شروع می‌شود.

موتور، گیربکس و پرفورمنس

پیشرانه استاندارد غیرهیبریدی هیوندای النترا مدل 2021 همان موتور مدل پارسال است. مدل‌های پایه النترا به یک موتور 4 سیلندر 147 اسب بخاری مجهز خواهند بود. هیوندای النترا جدید فقط دیفرانسیل جلو بوده و با یک گیربکس CVT عرضه می‌شود. مدل هیبریدی از یک موتور 1.6 لیتری چهار سیلندر با یک موتور الکتریکی استفاده خواهد کرد و سیستم روی هم رفته 139 اسب بخار قدرت دارد. در مدل هیبریدی تعویض دنده توسط یک گیربکس اتومات شش دنده انجام خواهد شد. هیچ یک از این ترکیب‌های فنی نمی‌تواند شتاب گیری خوبی به خودرو بدهد، ولی بهتر است تا وقتی پشت فرمان این خودرو ننشسته‌ایم در مورد آن قضاوت نکنیم. مدلی که ما بیشتر از همه منتظرش هستیم بدون شک هیوندای النترا N لاین است که پرفورمنسی فوق العاده ارائه خواهد کرد. هیوندای هنوز جزئیات فنی و پیشرانه ان لاین را اعلام نکرده، ولی ما فکر می‌کنیم موتور 1.6 لیتری توربو 4 سیلندر کاندیدای اصلی خواهد بود. به احتمال زیاد خودرو به یک گیربکس 7 دنده اتومات دو کلاچه مجهز خواهد شد و باید امیدوار به عرضه آپشن گیربکس شش دنده دستی نیز باشیم.

مصرف سوخت

EPA هنوز اطلاعات مصرف سوخت هیوندای النترا مدل 2021 را منتشر نکرده، ولی انتظار داریم عملکرد خودرو در این بخش مشابه مدل 2020 باشد. هیوندای النترا 2020 در جاده مصرف سوختی برابر با 5.7 لیتر داشت. نسل قبلی النترا همچنین در تست 320 کیلومتری جاده ما موفق به ثبت رکورد مصرف سوخت 5.4 لیتر شد. هیوندای تخمین می زند النترای هیبریدی مصرف سوخت ترکیبی معادل حداقل 4.7 لیتر به ازای هر صد کیلومتر خواهد داشت.

کابین، راحتی سواری و فضای بار

مانند طراحی بدنه متحول شده النترا، داخل کابین نیز این خودرو تغییرات بزرگی برای مدل سال 2021 داشته است. طراحی داشبورد و کنسول مرکزی حول محور راننده بوده و بخش سرنشین بیشتر حالتی مینیمالیستی دارد. یک نوار چراغ LED روی عرض داشبورد، از ستون فرمان تا پنل در سمت سرنشین کشیده شده است. با توجه به افزایش ابعاد بدنه هیوندای النترا، ظرفیت سرنشین مدل 2021 این خودرو مخصوصاً برای ردیف عقب صندلی‌ها بیشتر خواهد شد تا النترا از این نظر به خوبی بتواند با نیسان سنترا و فولکس واگن جتا رقابت کند. از نظر فضای بار نیز خودرو نسبت به مدل قبل بهتر شده است.

ایمنی و سیستم‌های کمکی رانندگی

با توجه به این هیوندای النترا مدل 2021 هنوز به بازار عرضه نشده، هنوز نه NHTSA و نه IIHS تست تصادف آن را انجام نداده‌اند. خودرو به سیستم‌های ایمنی و کمکی رانندگی زیادی به صورت استاندارد مجهز شده است. از جمله مهم‌ترین این تجهیزات می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • ترمز اضطراری خودکار با قابلیت تشخیص عابر پیاده
  • هشدار خروج از لاین با کمکی حفظ مسیر
  • کروز کنترل هوشمند با قابلیت حفظ خودرو بین خطوط